السيد عز الدين الحسيني الزنجاني
20
تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )
به قدرى اين لفظ در آن معنا فانى شده است كه گويا من آب را به شما نشان دادهام ، پس به طور كلّى غفلت از لفظ مىشود ؛ زيرا ميان معنا و لفظ آن چنان اتّحادى پيدا مىشود كه از شنيدن يكى ، آن ديگرى به ذهن مىآيد . شما مىگوييد فحش خيلى بد است ، ولى لفظ فحش كه بدى ندارد ، اگر گفته شود « لعنت بر فلان يا درود بر فلان » ، اين دو از نظر لفظ يكى است و لفظ با يكديگر در حقيقت فرقى ندارد ، امّا چون درود معناى تحيّت را در خارج مجسّم مىكند ، ما از شنيدن آن خوشحال مىشويم ؛ امّا اگر كسى بخواهد ديگرى را تحقير كند ، به او دشنام مىدهد ، لفظ دشنام با الفاظ خيلى خوب فرقى ندارد ؛ امّا آن چنان معناى تحقير در اين لفظ فانى شده است كه شنونده مىگويد فلانى به من توهين كرد . الفاظ آن چنان در معانى خود فانى شدهاند كه حُسن و قُبح معانى به الفاظ سرايت كرده است . امام زينالعابدين عليه السلام در دعاى مكارم الاخلاق عرض مىكند : اللَّهُمَّ اجْعَلْ . . . ما أجْرى عَلى لِساني مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أوْ هُجْرٍ . . . نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ ؛ خدايا ! آنچه شيطان بر زبان من جارى كرد ، مانند آن كه دشنام به شخص حاضر بدهم و امثال آن از الفاظ قبيحه ، خدايا ! آنها را به حمد خودت مبدل كن . « 1 » لفظ جلاله كلمهء « اللَّه » را اصطلاحاً لفظ جلاله گويند ؛ يعنى اسم خاصّ ذات مقدّس پروردگار در لغت يك اسم عام است و يك اسم خاص ، مثلًا كلمهء « فرش » اسم
--> ( 1 ) . صحيفهء سجاديه ، دعاى مكارم الاخلاق . .